پرفروش ترین‌ ها

  • خرچنگ ها بر ساحل
    خرچنگ ها بر ساحل

    شریفه بنی هاشمی انتشارات خاوران 344 صفحه شابک: 9782912490898

    € 15.00
  • رفیق آیت الله
    رفیق آیت الله

    نقش سازمان امنیت شوروی در انقلاب اسلامی و به قدرت رسیدن علی خامنه ای...

    € 42.00
  • آغاز اسلام

      قلکر پپ ترجمه ب. بی نیاز آغاز اسلام، از اوگاریت به سامره...

    € 15.00
  • اسلام شناسی جلد یک

    اسلام شماسی جلد یک علی میر فطروس دانلود کتاب رایگان PDF

    € 1.00
  • از بغداد به مرو

    ک.ه. اولیگ/ ب. بی نیاز از بغداد به مرو بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به...

    € 11.00

تولید کننده‌ها

محصولات بازدید شده

محصولات ویژه

اطلاعات

تخفیف! آبجی خانم نمایش بزرگتر

آبجی خانم

جدید

صادق هدایت

کتاب رایگان PDF

جزییات بیشتر

95 قلم

€ 0.70

€ 0.90

پرداخت
پرداخت
آبجی خانم

افزودن به علاقه‌مندی‌ها

اطلاعات بیشتر

آبجی خانم خواهر بزرگ ماهرخ بود، ولی هر کس که سابقه نداشت و آنها را می دید ممکن نبود باور بکند که با هم خواهر هستند. آبجی خانم بلند بالا، لاغر، گندمگون، لبهای کلفت، موهای مشکی داشت و رویهمرفته زشت بود . در صورتی که ماهرخ کوتاه ، سفید ، بینی کوچک ، موهای خرمائی و چشمهایش گیرنده بود و هر وقت میخندید روی لبهای او چال میافتاد. از حیث رفتار و روش هم آنها خیلی با هم فرق داشتند. آبجی خانم از بچکی ایرادی ، جنگره و با مردم نمیساخت حتی با مادرش دو ماه سه ماه قهر میکرد بر عکس خواهرش مردم دار ، تو دل برو ، خوشخو و خنده رو بود ، ننه حسن همسایه شان اسم او را ( خانم سوگلی ) گذاشته بود. مادر و پدرش هم بیشتر ماهرخ را دوست داشتند که ته تغاری و عزیز نازنین بود. از همان بچگی آبجی خانم را مادرش میزد و با او می پیچید ولی ظاهرا روبروی مردم روبروی همسایه ها برای او غصه خوری میکرد دست روی دستش میزد و میگفت : این بدبختی را چه بکنم، هان ؟ دختر باین زشتی را کی میگیرد ؟ میترسم آخرش بیخ گیسم بماند ! یک دختری که نه مال دارد ، نه جمال دارد و نه کمال . کدام بیچاره است که او را بگیرد ؟ اا از بسکه از اینجور حرفها جلو آبجی خانم زده بودند او هم کلی نا امید شده بود و از شوهر کردن چشم پوشیده بود ، بیشتر اوقات خود را به نماز و طاعت میپرداخت : اصلا قید شوهر کردن را زده بود یعنی شوهر هم برایش پیدا نشده بود . یک دفعه هم که خواستند او را بدهند به کل حسین شاگرد نجار ، کل حسین او را نخواست . ولی آبجی خانم هر جا می نشست می گفت : شوهر برایم پیدا شد ولی خودم نخواستم . پوه ، شوهرهای امروزه همه عرقخور و هرزه برای لای جرز خوبند! من هیچ وقت شوهر نخواهم کرد.

‏ظاهرا از این حرف ها میزد ، ولی پیدا بود که در ته دل کل حسین را دوست داشت و خیلی...

 

نقد و نظرات

نوشتن نقد و نظر

آبجی خانم

آبجی خانم

صادق هدایت

کتاب رایگان PDF

نوشتن نقد و نظر